انسان عامل نابودی فاجعهبارِ تنوع زیستی سیاره است و این موضوع خیلی از زیستبومها را تا آستانه فروپاشی برده است.امشب هشداری فوری از دانشمندان اقلیم مطرح است. آنها میگویند بر پایه یک مطالعه تازه سازمان ملل، اکنون ۱ میلیون از ۸ میلیون گونه گیاهی و جانوریِ زمین در معرض خطر قریبالوقوع انقراضاند.برای پاسخ به ولعِ جهانی برای مصرف گوشت، صنعتی عظیم و بینالمللی به راه انداختهایم. ما سالانه حیوانات بیشتری را نسبت به کلِ انسانهایی که تاکنون روی این سیاره زیستهاند، از زمانیکه بشر از اعماقِ مردابها بیرون خزید، میکُشیم و میخوریم.روسیه در طول شب حملهای هواییِ گسترده به کییف آغاز کرد. به گفته ارتش اوکراین، بیش از ۴۰۰ پهپاد تهاجمی فرستاده شد.درگیریها در امتداد مرز مورد مناقشه میان تایلند و کامبوج وارد روز دوم شده و دهها هزار نفر را وادار کرده از منطقه بگریزند و هر دو طرف یکدیگر را مقصر میدانند.جنگ داخلی سودان وارد مرحلهای تازه و هولناک شده. نیروهای شبهنظامی «نیروهای پشتیبانی سریع» پس از تصرف شهر کلیدی "الفاشر" دست به کشتار گسترده زدهاند.
ما داریم همهچیز را نابود میکنیم. هر چه منصبهای روحانی و مقدس بیشتر میشوند و افراد این منصبها را میگیرند، رنج و درد در دنیا افزونتر میشود. به این فکر کنید.و رهبران جهان، شما انتخاب شدهاید تا رهبر شهروندانتان باشید، برایشان زندگی بهتر، راحتی بیشتر فراهم کنید، مانند اعضای خانواده خودتان، فرزندان خودتان از آنها مراقبت کنید. برعکسش را انجام ندهید. نگران رأی گرفتن و پول جیبتان نباشید، بلکه به فکر پاداش و کیفر از بهشت و جهنم باشید. جایگاهتان در جهنم چیزیست که باید نگرانش باشید نه انتخابات بعدی. اگر بتوانید جهنم را ببینید، راهبها و راهبهها و روحانیون بسیاری را از هر دین و آیینی آنجا میبینید، در انواع جهنمها، چون آنها واقعاً نیکی را ترویج نمیکنند. واقعاً معیارهای اخلاقی و فضیلتها و شفقت را مطابق دینشان رعایت نمیکنند. آن را به نفع خودشان بد تفسیر میکنند تا به شکلهای مختلف بیشتر سود ببرند. بیتردید راهبهای بافضیلت، راهبههای بینظیر و روحانیون پاکنهاد هم هستند، اما اگر واقعاً به احکام و اصول دینشان پایبند نباشند، به جهنم میروند.من حتی شخصاً برخی از راهبان بودایی را میشناسم که مرتب احکام را زیر پا میگذارند، یا حداقل گاهی این کار را میکنند. حتی من به معابد مختلف، کمکهای مالی زیادی کردهام، بدون اینکه دربارهاش چیزی گفته باشم. منظورم واقعاً مبلغ قابلتوجهی است، آن هم برای یک نفر با پول اندکی که در اختیار دارم. بهویژه در آغاز مأموریتم، من پول زیادی نداشتم با اینوجود برای ساختن معابد کمکهای مالی زیادی کردم، چون به راهبان و راهبهها و معابد ایمان داشتم که مردم را به سوی درستکاری هدایت کنند و آنان را از جهنم نجات دهند. با اینوجود، آنها بدگویی میکنند. نمیدانم درباره دیگران هم بدگویی میکنند یا نه، اما درباره من بدگویی میکنند — حتی در اینترنت. بعضیها پنهانی انجام میدهند، اما میدانم که انجام میدهند، چون از جای دیگری درز میکند و بعضیها هم در اینترنت است. من چه کاری در حق آنها کردهام؟ چه چیزی آموزش دادهام که اشتباه باشد؟ اگر آگاهانه و برای منفعت شخصی خودم چیزی نادرست آموزش داده باشم، خدا مرا برای همیشه در جهنم حبس کند.من هنوز هم دعا میکنم که خدا آنها را ببخشد. اما این کار یک راهب و راهبه نیست که پشت سر دیگران چیزهای نادرست و پوچ و بیخود پخش کنند!!! و اینقدر بیشفقت، اینقدر غیراخلاقی و ناسپاس باشند. مسلمه، من پول درمیآورم، اما برای مثال، اینکه نزدیک به نیم میلیون دلار آمریکا فقط برای یک معبد ببخشم، با توجه به شیوه زندگیام، برای من هنوز مبلغ زیادی است. پس برایم شوکآور بود که بشنوم این بهاصطلاح روحانیون دینی درباره من بدگویی میکنند، من را متهم میکنند- به چیزهایی که هیچ حقیقتی در آنها نیست و هیچ ارتباطی هم به آموزش کردار خوب به مردم ندارد، آموزش اینکه درست رفتار کنند، و از معیارهای اخلاقی و احکام نیک پیروی کنند. من هرگز از نظر اخلاقی چیزی نادرست به کسی آموزش ندادهام. هرگز چیزی به کسی آموزش ندادهام که برای منفعت خودم باشد. من هرچه به دست میآورم، میبخشم. و خودم، حتی در حد ۱دلار هم صرفهجو هستم.برخی از بهاصطلاح شاگردان، آنهایی که پنهانی وارد گروهم میشوند یا فقط جاسوسی میکنند تا از مراسم تشرف چیزی یاد بگیرند و بعد میروند و با استفاده از قدرت و نام من برای خودشان استاد میشوند، حتی طراحیهای جواهراتم و هر چیز دیگر را هم جعل میکنند تا زندگی راحتی داشته باشند. ساعتها و ماشینها... گرانقیمت زیادی میخرند و حتی اهمیتی نمیدهند که قیمتش چقدر است، مثل تران تام یا روما، و غیره.. حتی قیمت را هم نمیپرسند. و ماشینهای لوکس و چنین چیزهایی دارند. راهبان و راهبههای من ماشین لوکس ندارند. من ماشینهایی دارم که شبیه ماشینهای لوکس به نظر میرسند، اما دستدوم یا دستسوم هستند. فقط یکی دو تا. آنها حتی در اختیار من یا به نام من هم نیستند، اصلاً. و آنها فکر میکنند چون مثل من لباسهای زیبا میپوشند و چنین لباسهایی طراحی میکنند، پس شبیه من هستند. میگویند من همسطح آنها هستم. همسطح یعنی چه؟ طرحهای مرا میدزدند و جواهرات و چراغ های تزئینی، و لباسهای من را زیرزمینی تولید میکنند. و بعد کاری میکنند که دولت مرا به فرار مالیاتی متهم کند. من چنین کاری نکردهام.— حتی اگر — مالیات پرداخت نکنم، فقط به این دلیل که شاید ندانم، اما من هر سال مالیات پرداخت میکنم. منظورم شخصاً نیست، شرکتم میکند و من امضاء میکنم.و من فقط به اندازه نیازم پول دارم. حتی اگر در بانک پولی داشته باشم، به این دلیل است که امروزه مجبورم. وقتی تازه کارم را شروع کرده بودم، هیچ کارت اعتباری نداشتم. همه شاگردانم امور پولی در بانک را رسیدگی میکردند. من آنزمان هرگز حساب بانکی نداشتم، بعد حتی نمیتوانستم پول بنزین پرداخت کنم، چون آنموقع حتی نمیدانستم برای بنزین باید یک کارت اعتباری داشته باشید. بعد از اینکه کارت اعتباری و حساب بانکی داشتم، مشکلات تازهای به وجود آمد، در مناطق و کشورهای مختلف، مثلا اداره آتشنشانی یا پلیس سؤال میکردند و مدرک میخواستند درباره این که این همه پول از کجا آمده است: برای چندین کامیون بزرگ اسباببازیهای اهدایی برای کودکان فقیر، برای بانکهای غذا، برای قربانیان بلایا برای خانوادههای نیازمند، حتی برای شکلات کریسمس برای پلیس، برای قدردانی از کمک قبلی آنها و غیره... چون پیش از آن هیچکس اینقدر زیاد نداده بود.و آنها حتی همه اینها را با فروشگاهها بررسی کردند تا مطمئن شوند که من پرداخت کردم؛ قرار بود این کار ما ساده، عادی و ناشناس باشد. بعداً حتی بعضی روزنامهها نوشتند که من دنبال شهرت هستم، چون لباسهای نیازمندان را با کارت اعتباری پرداخت کردهام. (آنها این اطلاعات را از پلیس و فروشگاهها به دست آوردند!( گفتند اگر واقعاً میخواستم ناشناس بمانم، باید نقدی پرداخت میکردم! آن زمان، دیگر هیچ پول نقدی برایم نمانده بود؛ کارتهایم را در کانادا به سقف اعتبار رسانده بودم، نمیتوانستم به اسپانیا برگردم، مجبور شدم کارتهایی را از سه نفر از شاگردانم قرض بگیرم تا هزینه پرواز را پرداخت کنم!!گاهی برای مدتی احتیاجی به استفاده کارت ندارم، بعد دستگاه کارتم را میبلعید. بارهای دیگر همین اتفاق افتاد، اما داخل یک بانک- من فقط چهار هزار میخواستم، اما بانک، کارتم را جلوی چشمم خرد کرد، بدون اینکه حتی یک کلمه بگوید. آنقدر خجالت کشیدم که نپرسیدم چرا. همه آنجا به من خیره شده بودند انگار که من یک... هستم... میدانید چه!پس فکر کردم بهتر است به حساب یکی از شاگردان مقیمم اضافه شوم، کسی که از پولم مراقبت میکرد، تا مدیریت بهتری بر آن داشته باشد. اما بانک گفت من «میخواهم پول او را بدزدم»، و نگذاشت در بانک او (...) به حسابش اضافه شوم و حتی اجازه نداد خودم حساب باز کنم. بعد، وقتی در اروپا بودم، در شعبه (...) در اسپانیا حساب باز کردم، و آن بانک پس از سه دهه که مشتریشان بودم، همینطور حسابم را مسدود کرد و گفت باید دوباره درخواست بدهم، دوباره منشأ پولم را اثبات کنم تا حسابم را داشته باشم- یعنی تمام این پروسه را از ابتدا بگذرانم. حتی نتوانستم کمی پول بردارم تا به کلیسا و پناهگاه اشخاص- حیوان نزدیک، در اسپانیا، کمک مالی کنم. قبلاً به چند پناهگاه اشخاص- حیوان آنجا کمک مالی میکردم. بانک گفت باید یک وکیل بینالمللی پیدا شود تا کارهای اداریام را انجام دهد. بهشت عزیز، نمیتوانم- نه وقتش را دارم، نه اطمینانش را که در حین جابجاییهای مداوم، همه اطلاعاتِ شخصیام را در اختیارشان بگذارم، وقتی میکوشم از امنیت خودم محافظت کنم؛ ضمن اینکه نمیتوانم هیچجا هم زیاد بمانم.و از قبل هم یک تجربه بد با بانک (...) در اسپانیا داشتم - آنها جلوی ارسال پولم را برای خرید یک آشرام در کانادا گرفتند و گفتند یک جای گذرنامهام مشکل دارد. اما با همان گذرنامه میتوانم سراسر دنیا سفر کنم، و همانها در همان بانک و با همان گذرنامه، پولم را برای افتتاح حساب پذیرفتند. و بانک کوچکترم به نام (...)، چند خیابان آنطرفتر، بدون هیچ مشکلی و بدون هیچ پرسشی، ۳۰۰ هزار دلار را بعنوان کمک مالی من برای قربانیان توفان کاترینا در امریکا از طرف من فرستاد!! بعد خواستم بانک را به یک بانک مجارستانی تغییر بدهم، اما آن هم نشد، چون (...) در اسپانیا کموبیش همان حرفهای منفی را زد و نمیخواست کمک کند بانک را عوض کنم. پس این حساب را بستم و همه پولم را نقدی بیرون کشیدم!!! و غیره...آه، داستانهای خیلی خیلی بیشتری هم درباره بانکهایم هست. میتوانم تا ابد دربارهشان حرف بزنم. برای من فهمیدنش سخت است. امیدوارم حالا، ضمنا، بدانید چرا همیشه نمیتوانم برایتان یک آشرام تازه داشته باشم. کنار آمدن با بوروکراسی بانکها سخت است!ولی بدون یک کارت اعتباری، گاهی در شب وسط خیابان در جایی ناشناس گیر کردم، وقتی پمپ بنزین بسته بود. جایی برای خوابیدن نبود، پشهها همهجا را نیش میزنند در وسط شب، در ناکجا آباد. پس مجبور شدم حساب بانکی داشته باشم. و حساب بانکی دارم تا بتوانم یک اشرام بخرم، یک ماشین دستدوم یا دست چندم برای رفتوآمد، برای مراقبت از شما، برای رفتن به سخنرانی و امثال آن. خدای من! در حال حاضر خدا اجازه نمیدهد که جایی بروم. اولاً، چون خدا نگران امنیت من است. دوماً، همانطور که میدانید، حتی جاسوسها وارد گروهم شدند و مشکل ایجاد کردند. افراد بزرگ و کوچک یا آدم کُش ها، تهدید کردند که جانم را میگیرند. جاسوسها جلوی در خانهام هستند، داخل گروهم، از هر نوع. آنها راهی دارند که وارد شوند و اطلاعات به دست بیاورند و امثال آن.امروزه حتی نمیتوان پول نقد داد. قبلاً پول نقد همراه داشتم تا به مردم خیابان بدهم یا از کسبوکارهای کوچک خرید کنم تا بتوانند همچنان بقاء داشته باشند. کسبوکارهای کوچک در خیابان، دستگاه کارت اعتباری ندارند. گدایان در بلوار، حساب بانکی برای نقد کردن چک من ندارند. بیخانمانها، فقط یک چادر دارند برای محافظت از باد و آفتاب. چطور میتوانم به آنها چک یا کارت اعتباری بدهم؟ اما امروزه، همه چیز، غالباً همه چیز، دیجیتالی شده. پس حالا پول نقد ندارم. حتی اگر داشته باشم هم الان نمیتوانم خرج کنم. نمیدانم چگونه تمام این کارهای دیجیتالی را انجام دهم. و همچنین مردد هستم که همیشه نامم را هر جا، در دست هر کسی قرار دهم. زندگی برای انسانها روزبهروز سختتر میشود.Photo Caption: "کل زمستان، برای کسانی که خوب آماده شده اند، حس نمیشود"به این جنگ پنهان پایان دهید آنگاه تمام جنگ ها پایان خواهد یافت، به صلح جهانی پایدار و واقعی دست میابید، قسمت ۷ از ۹
2026-02-15
جزئیات
دانلود Docx
بیشتر بخوانید
ای رهبران دنیا و رهبران ادیان، شما در زندگی گذشته یا زندگیهای گذشته کار شگفتآوری کردهاید، که امروز پاداشش را درو میکنید و در رأس [سِمتهای] دنیای انسانها هستید. مردم شما را میستایند. مردم به شما احترام میگذارند. مردم از شما حمایت میکنند، انتخابتان میکنند و در بالاترین جایگاه ممکن در این دنیا به شما اعتماد میکنند. باید کارهای نیک بیشتری انجام دهید، تعالیم مقدس بیشتری موعظه کنید، مردم را به خدا نزدیکتر کنید، و اجر بسیار بسیار بیشتری به دست آورید از هر جایگاه فیزیکی، هر پاداش فیزیکی که میتوان به شما داد. بیشتر و بیشتر مورداحترامِ جهان قرار خواهید گرفت و مردم را بیشتر و بیشتر سوی خدا هدایت میکنید تا با پیروی از الگوی شما، کارهای نیک بیشتری برای همگان روی این سیاره انجام دهند. وگرنه همچنان هر روزه از جنگ حمایت میکنیم و برخی از آنها به جنگِ بزرگسالان، جنگ انسانها تبدیل میشود. نه فقط انسانها، بزرگسالها با هم، بلکه انسانها علیه کودکان کوچک در رحم، علیه برههای کوچک، برههای کودک یا گوسالههای کودک و ماهیهای کوچک دریا، میمونهای کوچک حیاتوحش در جنگل.











