جستجو
فارسی
  • English
  • 正體中文
  • 简体中文
  • Deutsch
  • Español
  • Français
  • Magyar
  • 日本語
  • 한국어
  • Монгол хэл
  • Âu Lạc
  • български
  • Bahasa Melayu
  • فارسی
  • Português
  • Română
  • Bahasa Indonesia
  • ไทย
  • العربية
  • Čeština
  • ਪੰਜਾਬੀ
  • Русский
  • తెలుగు లిపి
  • हिन्दी
  • Polski
  • Italiano
  • Wikang Tagalog
  • Українська Мова
  • دیگران
  • English
  • 正體中文
  • 简体中文
  • Deutsch
  • Español
  • Français
  • Magyar
  • 日本語
  • 한국어
  • Монгол хэл
  • Âu Lạc
  • български
  • Bahasa Melayu
  • فارسی
  • Português
  • Română
  • Bahasa Indonesia
  • ไทย
  • العربية
  • Čeština
  • ਪੰਜਾਬੀ
  • Русский
  • తెలుగు లిపి
  • हिन्दी
  • Polski
  • Italiano
  • Wikang Tagalog
  • Українська Мова
  • دیگران
عنوان
رونویس
برنامه بعدی
 

آشپزی وگان روی آتش با استاد برای سال نوی چینی

جزئیات
دانلود Docx
بیشتر بخوانید

سال نو مبارک، بچه‌ها. [...] لازم نیست قابلمه و تابه را درست وسط حلقه بزرگ آتش بگذارید. [...] می‌بینید، می‌توانید این‌طور آشپزی کنید. با چند تکه کوچک شاخه‌ریزِ افتاده از درخت، می‌توانید هر چیزی روی آن بپزید. [...] من کنار آن غذا در حیاط خانه‌مان می‌نشستم و منتظر می‌ماندم – با اشتیاق منتظر می‌ماندم تا کیک کاملا بپزد. تا بتوانیم بعد از اینکه پخت در شبِ سال نو آن را بخوریم و تا سه چهار روز بعد ادامه بدهیم. [...] لطفا به تماشا ادامه دهید تا بیشتر درباره خوراکی‌های موردعلاقه استاد در دوران کودکی و ایام سال نو چینی بدانید، و روشِ سریع روشن کردن آتش برای پخت‌وپز، و استفاده از زغال برای گرم ماندن در فضای باز و مواردی دیگر...

استاد اعظم چینگ های عزیزمان (وگان) با لطف فراوان، زمانی از برنامه پرمشغله خود کنار گذاشتند تا تبریکات محبت‌آمیز سال نوی چینی را برای کودکان دوست‌داشتنی دنیا بفرستند. استاد همچنین با مهربانی به آنان یادآوری کردند که هنگام آماده‌ کردن غذا روی آتش در فضای باز چگونه ایمن بمانند.

این را قبل از سال نوی چینی ضبط کردم، کاملاً فی‌البداهه، چون همان موقع به فکرم رسید. وگرنه، چه کسی می‌داند آیا در ایام سال نو فرصتش را پیدا می‌کردم یا خیر. ببینید، برای روشن کردن آتش، به هیزم‌های قطور یا تعداد زیادی چوب نیاز نداریم. اما برای شروع کار، به ماده‌ای مشتعل‌کننده نیاز دارید. می‌دانید؟ منظورم ماده آتش‌زنه یا مقداری روزنامه باطله، کارتن و چیزهایی از این قبیل است. و برای برپا کردن آتش هم به فضای بزرگی نیاز ندارید. می‌بینید، وقتی آتش این‌طور روشن است، می‌توانید قابلمه را در یک طرف بگذارید و کتری چای تان را یا یک قابلمه دیگر را در طرف دیگر. بعد همان‌جا می‌توانید غذا بپزید. آب را خیلی سریع می‌جوشاند. من فقط قدری سبزیجات و گوجه را به‌طور نمادین داخلش ریختم. اما با این می‌توانید هر چیزی بپزید. و به چوب زیادی هم نیاز ندارید. مهم اینست. متاسفم، در منطقه من در دو سه روز گذشته برف و باران بوده است. برای همین کمی دودی شده. اما آتش می‌گیرد بخاطر اینکه چوب‌ها به این شکل چیده شده‌اند.

این همان گودال V‌ شکلی است که قبلاً می‌گفتم، اما آن زمان ابزار حفر گودال V‌ شکلی را نداشتم. بعد برادرها و خواهرهای شما، به نوعی یک آتش بزرگ درست کردند، خیلی بزرگ. اما این‌طور، پخت‌وپز آسان‌تر است. قابلمه و تابه را بیش از حد داغ نمی‌کند. و لازم نیست قابلمه و تابه را درست وسط حلقه بزرگ آتش بگذارید. چون این شکلِ V خیلی کوچک است. میبینید - دهانه آن از کف کتری کوچک‌تر است، از این قابلمه هم کوچک‌تر است. حدودا شاید ۲۵.۴ سانتی‌متر باشد، یا کمی بیشتر یا کمتر. اگر بخواهید کمی بزرگ‌تر هم می‌شود، اما همین هم کافی است. می‌بینید، می‌توانید این‌طور آشپزی کنید. با چند تکه کوچک شاخه‌ریزِ افتاده از درخت، می‌توانید هر چیزی روی آن بپزید. آنها خشک هستند. خشک شده‌اند. و من آنها را زیر یک پوشش گذاشته‌ام. پس دست‌کم کاملا خیس نیستند، فقط کمی نم‌ دارند. باز هم می‌سوزند، چون چوب‌ها بطور مورب به سمت پایینِ V قرار گرفته‌اند. پس این حالت باعث می‌شود چوب خیلی راحت بسوزد – راحت‌تر از وقتی که روی زمین صاف باشد، وقتی که زمین صاف باشد. و این‌طور برای آشپزی بسیار بی‌خطر است، زیرا آتش به اطراف نمی پرد.

و اگر چند چوب دورش بگذارید و یک تکه برزنت دور آتش بکشید، بعد باد وارد نمی‌شود و هیچ طرفی نمی‌وزد، جز به سمت آتشدان شما، مثل این یکی. می‌بینید چوبش چقدر کم است؟ و خیلی تند می‌سوزد و خیلی سریع می‌پزد، چون آتش در یک فضای کوچک مهار شده، محصور است و پوشش دارد، گرم‌تر از حالتی است که روی سطح صاف در معرض هوا باشد. زیرش هنوز هم آتش زیادی هست، فقط با چند تکه شاخه‌ریز کوچک. خیلی خوب می‌توانید ببینید. خوشحالم که چیزی دارم تا در زمین چاله بکنم. و کمی هم دورش را با یک پوشش پلاستیکی پوشانده ام تا باد، تکه‌های چوبِ ریزِ شعله‌ور را به جایی جز همین‌جا پرت نکند. ایمن است، بسیار ایمن. می‌توانید یک قابلمه بزرگ‌تر بگذارید تا آتش را بیشتر بپوشاند، با اینحال آتش خواهد ماند. و می‌توانید همین‌جا مدت طولانی بنشینید.

در آولاک (ویتنام)، پیش از عید تِت (سال نوی چینی)، مردم آولاکی (ویتنامی) در روستاها یک V بزرگ در خاک می‌کندند، یک تابه‌ٔ بزرگ روی آن می‌گذاشتند و تمام شب، بی‌وقفه، با آتش هیزم آشپزی می‌کردند. ما، بچه‌ها، دوست داشتیم برای گرم شدن دورش بنشینیم و به بزرگ‌ترها گوش کنیم که برایمان قصه‌های پریان می‌گفتند. یک افسانه ای هست، این داستانی که حالا برایتان دربارهٔ ۲ کیکِ ویژه می‌گویم که فقط به والدین تقدیم می‌شود.

داستان زیبایی است، داستانِ 'بان‌چونگ' و 'بان‌دایی'. در آولاک ( ویتنام)، ما هم این ۲ نوع کیک را داریم نامشان 'بان‌چونگ' و 'بان‌دایی' است، بسیار، بسیار خاص هستند، چون سپاسِ عمیق ِفرزندان از والدین را بیان می‌کنند. 'بان‌چونگ' مربع‌شکل است. 'بان‌چونگ' را در یک تابه بزرگ می‌پزیم، پیش‌تر هم به شما گفته‌ام. و آن یکی 'بان‌دایی' است. آن را بخارپز می‌کنند؛ زیرش برگِ موز می‌گذارند و گرد و سفید است. این، نمادِ مادر است و 'بان‌چونگِ' مربع‌شکل که در [لفافی]سبز پیچیده می‌شود، مظهر زمین و گیاهانِ روی آن است. و آن نمادِ پدر در سنت آولاک ( ویتنام) است. و کیکِ نیمه‌گردِ سفید، نمادِ مادر است. یعنی پدر و مادر، اجر‌شان آن‌قدر عظیم است، شیوه فرزندپروری و عشق بی‌قیدوشرط آنان، به بزرگیِ زمین است که چیزهای بسیار برای بقاء به ما می‌دهد. و 'بان‌دایی' نمادِ عشقِ مادر است، به بزرگیِ آسمان. قبل از گالیله، همه‌جای دنیا بر این باور بود که زمین مربع است و آسمان نیمه‌گرد، فضای نیم‌دایره، همانی آسمان است که بالای زمین را می‌پوشاند. پس والدین، بهترین موجودات برای همهٔ کودکانِ روی زمین‌اند، و ما هرگز نمی‌توانیم عشق و فداکاریِ آنان به خودمان را اندازه بگیریم.

آن از این افسانه می آید. یک افسانه‌ای بود، مربوط به خیلی، خیلی وقت پیش؛ زمانی که تقریباً آغازِ شکل‌گیریِ آولاک ( ویتنام) و کشورشان بود. کشورشان از امروز کوچک‌تر بود. در شمالِ دور بود، کنار مرزِ چین. روزی، ششمین پادشاهِ هانگ، به نامِ اعلی‌حضرت 'هانگ هوی وونگ'، یا پیش از آن‌که پادشاه شود، نامش 'لونگ تی‌ین لانگ' بود. پادشاه می‌خواست فرزندانش را بیازماید تا ببیند کدام‌یک متعالی‌تر، روشن ضمیر‌تر، و همچنین در قلب شان، یا حداقل در رفتار، حق‌شناس‌تر است. او ۱۸ پسر داشت. در روزگار قدیم، بعضی پادشاهان، همسران زیادی داشتند. این یک سنت بود تا خاندانِ سلطنتی و پادشاهی با ازدواج، یا با دوستی و رابطه با قبیله‌ها یا کشورهای نزدیک، گسترش پیدا کند و این‌گونه اتحاد و دوستی را پیش ببرد و همچنین کمک کنند تا کشور یا همهٔ کشورها یا همهٔ قبیله‌ها نیرومندتر شوند، در برابر هر دشمنی که می‌آید و می‌کوشد به آنان زورگویی کند، یا به کشورشان حمله کند، یا کشور و قبیله‌هایشان را تصرف کند و غیره. چون هر ازدواج یعنی خانواده‌ای جدید، و با اتحاد خانواده‌ها، بر قدرتشان افزوده می‌شود. این مربوط به زمان‌های قدیم بود. آن زمان، جز خانواده‌ها و طایفه‌ها و قبیله‌های خودتان، پشتیبانیِ زیادی نداشتید. پس سنت این‌گونه بود. علاقه یا محبت پادشاه به همسرانش مسئله چندان مهمی نبود. نکتهٔ اصلی، کشور بود؛ باید کشور را نیرومند نگه می‌داشتند و با اتحادِ نیروها و قدرت‌های بسیار، از آن محافظت می‌کردند. تا در زمانِ گرفتاری یا نیاز، بتوانند نیروهایشان را متحد کنند و از مردمِ خود محافظت کنند.

پس 'هانگ هوی وونگ' ۱۸ فرزند داشت. و از آنان خواست بروند بهترین چیزِ دنیا را پیدا کنند و بیاورند و به او پیشکش کنند. و هر کسی بهترین را بیاورد، پادشاه بعدی می‌شود، جانشینِ 'هانگ هوی وونگ'. خب ۱۷ نفر از آنها همه‌جا رفتند، از دریا تا کوهستان‌ها و رودها و دریاچه‌ها و روستاهای دورافتاده یا شهرهای دوردست، یا سرزمین‌های رازآلود، هرجا که می‌توانستند بروند، تا بهترین چیز را بیابند؛ چیز گران‌بهایی که هیچ‌کسی پیش از آن نداشته است. فقط جوان ترین نفر، پسرِ آخر، پسرِ هجدهم؛ نامش 'تیِت لیِئو' بود یا 'لانگ لیِئو'، پیش از آن‌که پادشاه شود- در خواب از سوی یک الهه یاری شد. و آن الهه به او گفت، چه چیزی تهیه کند تا به پادشاه و ملکه پیشکش کند، که از دریافتش بسیار خوشحال شوند. و 'تیِت لیِئو' تختِ پادشاهی را خواهد گرفت و پس از پدرش پادشاه بعدی می‌شود.

در خواب به 'تیِت لیِئو'، یا 'لانگ لیِئو'، گفت: «برنج... برنج، آن موهبت ارزشمندی است که خدا به شما، به مردم داده است تا تغذیه شوند و قوی شوند. برنج چیز بسیار گران‌بهایی است.» ما در آولاک ( ویتنام) و در دیگر کشورهای آسیایی هم، دو نوع برنج داریم. یکی برنجِ چسبناک است و دیگری برنجِ معمولی که هر روز می‌خوریم. چون برنجِ چسبناک بسیار چسبنده است و عطرش شگفت‌انگیز است. و برنجِ معمولی هم البته گونه‌های مختلفی دارد. یکی از آنها را تغییر میدهند و مثلاً برنجِ 'جاسمین' درست می‌کنند که خوش‌مزه است. رایحه‌اش از صدها متر دورتر به مشام می‌رسد، اگر کسی آن را در فضای باز و هوای آزاد، یا داخلِ خانه با پنجرهٔ باز بپزد. پس آن الهه به 'لانگ لیِئو' گفت: «برنج بسیار گران‌بهاست؛ خدا آن را داده است. و حالا از این موهبت آسمانی چیزی ویژه بپز. آن‌گاه پدر و مادرت، خیلی، خیلی خوشحال می‌شوند و تو بعنوان پادشاه بعدیِ کشورت برگزیده می‌شوی.»

بعد به او گفت چگونه آن را بپزد. به او گفت برگ‌های موز و برنجِ چسبناک بیاورد. اما برنجِ چسبناک باید ابتدا یک شب خیس بخورد، بعد آبکشی شود، سپس داخلِ برگ‌های موز گذاشته شود و به شکلِ کیکِ مربعی درآید که ما آن را «بان‌چونگ» می‌نامیم. ما آن را غالباً در زمانِ سال نو می‌خوریم، اما امروزه هر زمان دیگری هم آنرا می‌فروشند. ولی در زمانِ سال نوی چینی بیشتر ارزش دارد و بیشتر خورده میشود. و 'بان‌دایی' را به شکلِ گرد، با پودر، آردِ برنج درست می‌کنند، نه با دانهٔ کاملِ برنج مثل 'بان‌چونگ'. و 'بان‌چونگ' را ساعت‌های خیلی طولانی در یک دیگِ بزرگ می‌پزند. بسته به این‌که چه‌قدر بزرگ باشد. ساعات‌ خیلی، خیلی طولانی زمان می‌برد، همان‌طور که پیش‌تر برایتان توضیح داده‌ام. و 'بان‌دایی' را بخارپز می‌کنند. زیرش برگِ موز می‌گذارند تا به کفِ وسیلهٔ بخارپز نچسبد. بعد آن را حدود یک ساعت یا ۴۰ دقیقه بخارپز می‌کنند. بستگی دارد چه‌قدر بزرگ درستش کنید.

و آنها را در عید 'تِت' سال نو، سال نوی چینی، در آولاک ( ویتنام) می‌خورند. این‌گونه می‌خورند تا عشقِ بی‌قید و شرط و اجر معنوی عظیمِ والدین را به یاد آورند، که به بزرگیِ آسمان و زمین است، تا فرزندان به یاد داشته باشند که فرزندان خوبی برای والدین باشند. پس در روزِ نخستِ سال نو، می‌آیند و به دیدارِ پدر و مادرشان می‌روند. اگر دور زندگی کنند، باز هم باید بیایند. آنها دوست دارند در روزِ نخستِ سال نو، والدین‌شان را ببینند. و اگر با والدین با هم زندگی می‌کنند، هدیه می‌آورند و در برابرشان تعظیم می‌کنند یا به خاک می‌افتند. و در برابرِ محرابِ نیاکان هم سجده می‌کنند. و اگر بزرگسال باشند و درآمد دارند، به پدر و مادر پول هم می‌دهند، همچنین هدیهٔ گران یا ارزشمند برای والدین، یا شاید [کیک] 'بان‌چونگ' و 'بان‌دایی' را هم برای بیانِ سپاس و عشقشان به پدر و مادر می‌گذارند.

داستان زیبایی است و یکی از افسانه هاست. ممکن است آن را زمانی بشنویم که کنار آتشی نشسته ایم که 'بان‌چونگ' و 'بان‌تت' را در سال نوی چینی در آولاک (ویتنام) می‌پزد. پس حالا می‌دانید. و امیدوارم این داستان به شما یادآوری کند که والدین چه‌قدر عزیزند و ما چگونه باید همیشه با نهایتِ سپاس، احترام و با دیدارهای فراوان با آنان رفتار کنیم، و هرچه لازم دارند کمکشان کنیم، و از دسترنج و درآمدمان با آنان شریک شویم، تا پدر و مادر سالم و شاد بمانند و به اندازهٔ کافی- هرچه لازم دارند- چیزهای کافی برای ادامهٔ زندگیِ سالم داشته باشند، تا زمانیکه خدا آنان را به 'خانه' فراخواند.

البته داخلِ این دو نوع کیک و حتی 'بان‌تت' هم، موادِ میانی وجود دارد. آن هم نماد چیزی است. البته همراهِ کیک‌های برنجی، طعمِ خوشی دارد. موادِ میانی، کیک‌های برنجی را زیباتر و خوش‌مزه‌تر هم می‌کند. و وقتی آن را ورقه‌ورقه می‌برند، 'بان‌چونگِ' مربعی را یا با چاقو می‌برند، یا حتی با نوعی نخِ محکم آن را تقسیم می‌کنند. 'بان‌تت' را در سنتِ قدیمی با نخ می‌بستند؛ مثل نخِ پنبه‌ای، اما محکم‌تر از نخی که برای چرخِ خیاطی به کار می‌بریم. و با آن 'بان‌تت' را ورقه‌ورقه میبرند. بعضی‌ها از آن برای بریدنِ 'بان‌چونگ' هم استفاده می‌کنند. اما امروزه، فکر کنم فقط با چاقو آن را تکه می‌کنند و با همهٔ خانواده تقسیم می‌کنند. و البته ابتدا به پدر و مادر می‌دهند. هرچه روی سفره باشد، غذاهای روی سفره را همیشه اول به پدر و مادر پیشکش می‌کنند. و سپس، در روزهای سال نو، همه به همراهِ پدر و مادر غذا می‌خورند. شاید یک روز، شاید سه، چهار، پنج روز، شاید یک هفته، شاید دو هفته. بسته به این است که چقدر فرصتِ همراهی با والدینشان را داشته باشند. و البته نوه‌ها هم در آن زمان می‌آیند تا پدربزرگ و مادربزرگ را ببینند. و اگر نزدیک زندگی کنند، طبعاً بیشتر به دیدار می‌آیند. وگرنه، هرچه هم فرزندان دور باشند و هرچه هم سنشان بالاتر رفته باشد، می‌کوشند بیایند.

آنها می آیند در روزهای ویژه‌ای مثل عید 'تِت' در آولاک ( ویتنام)، در سال نوی چینی آولاک ( ویتنام). و در بعضی روزهای ویژهٔ دیگر، مثل روزهای یادبودِ نیاکانی که درگذشته‌اند، یا پدر و مادری که درگذشته‌اند، یا پدربزرگ و مادربزرگی که درگذشته‌اند. آنها می‌آیند و گرد هم جمع می‌شوند تا به یادشان باشند، از آنان سپاسگزاری کنند، در برابرِ محرابشان تعظیم کنند و غذا و میوه و انواع چیزها پیشکش کنند. و پس از آن، غذایی را که پیشکش شده است را می‌خورند. البته در زمانِ سال نو، به خدای قادر مطلق، به حضرت عیسی، پسرِ خدا، و به نیاکان هم پیشکش می‌کنند. و غذاهای فراوان و انواع مختلف میوه خواهد بود، اما یک میوهٔ ویژه است در بعضی نواحیِ جنوبی که من می‌شناسم. در بعضی نواحیِ جنوبی که من می‌شناسم، در جنوب؛ در موردِ شمال واقعاً نمی‌دانم آیا همان سنت را دارند یا نه. سه نوع میوهٔ بسیار ویژه هستند، این سه نوع را پیشکش می‌کنند. البته میوه‌های دیگر هم دارند، اما آن سه میوه‌ای که به محراب پیشکش می‌کنند- نارگیل، پاپایا و انبه است.

چون در آولاک ( ویتنام)، به‌ویژه در جنوب، نارگیل را مثل «دُوا» تلفظ می‌کنند؛ در لهجهٔ جنوبی، «دُوا». و پاپایا را در آولاک ( ویتنام) «دو» می‌گویند؛ «دو دو». و انبه را در آولاک ( ویتنام) «سوآی» می‌نامند. اما شبیه واژهٔ «سای» است، به معنی «خرج‌کردن». و «دو دو» یعنی «به مقدار کافی». و نارگیل در آولاک (ویتنام)، «دُوا»، یعنی «به اندازه»، «به اندازه کفایت». یعنی آرزو می‌کنند خدا یا نیاکانشان، یا هر دو، آنان را در دارایی‌شان و در هرچه در زندگی لازم دارند برکت بدهند؛ «دُوا» یعنی «به اندازه کافی». و «دو» هم یعنی «کافی». و «سای» یعنی «خرج‌کردن». یعنی همه‌چیز دارند: پولِ کافی، توانِ مالیِ کافی، توانِ اقتصادیِ کافی، داراییِ کافی، تا بتوانند خوب زندگی کنند. یعنی دارایی کافی برای گذران زندگی.

بنظر من خیلی بامزه است. بنظرم با این نوع فکر، خیلی معصوم هستند. چون خودِ واژه‌ها متبرک شده اند توسط خدایان و نیاکانی که پیش‌تر به روشن‌ضمیری رسیده‌اند و در مرتبه‌ای بالاتر هستند، بسیار رستگارند، ممکن است از [عالم] بالا به فرزندانشان نگاه کنند و بشنوند برای چه دعا می‌کنند، و آن‌وقت شاید برکتشان بدهند. امتحانش ضرری ندارد. حداقل آن‌وقت خدا را به یاد می‌آورید، پدر و مادر را به یاد می‌آورید. و با این اندیشهٔ مثبت در ذهن، شاید اثر داشته باشد. نمیتوانم تضمینی دهم، این فقط سنتِ ماست. اگر باور دارید، می‌توانید امتحان کنید.

پس این‌ها چیزهایی هستند؛ چیزهای ویژه‌ای که در سنتِ سال نوی چینی آولاکی (ویتنامی) در سنت‌ها رواج یافته و مورد باور مردم است. امیدوارم از این داستان لذت برده باشید و هرجا که هستید، از سال نوی چینی‌تان لذت ببرید. هرجا که هستید، باشد که آرامش داشته باشید و خدا شما را برکت دهد. باشد که نیاکانتان به شما برکت بدهند و شما را خوب حفظ کنند، از شما محافظت کنند، شما را ایمن بدارند، و هرچه در زندگی نیاز دارید به اندازه کافی به شما بدهند. آمین.

تابه از «بان چونگ» (کیک برنج چسبناک مربعی)، «بان تِت» (کیک برنج چسبناک استوانه ای) پُر میشود که با برنج چسبناک که در برگ موز پیچیده ‌شده و داخلش موادِ پُرکننده است، تهیه شده، همراه با پروتئینِ وگان و ادویه و چیزهای دیگر. و آن را بسیار دقیق می‌پیچیدند، مربع‌شکل یا کشیده، خیلی دقیق با چهار گوش، بسیار مرتب، بسیار زیبا، بسیار دقیق. و بعد در سال نو، در ایام سال نو می‌خوردند. سه روز نخست سال نو خیلی مهم اند. حداقل آنرا در همین سه روز اول سال نو می‌خوردند، البته همراه با چیزهای دیگر، ترشی خوشمزه سبزیجات، و خیلی خوراکی های وگان خوشمزه دیگر. من کنار آن غذا در حیاط خانه‌مان می‌نشستم و منتظر می‌ماندم – با اشتیاق منتظر می‌ماندم تا کیک کاملا بپزد. تا بتوانیم بعد از اینکه پخت در شبِ سال نو آن را بخوریم و تا سه چهار روز بعد ادامه بدهیم. و هر وقت تعداد زیادی اضافه می‌ماند، آن را به برش‌های باریک می بُریدیم. این اندازه، خیلی باریک و بعد سرخش میکردیم. و طعمش خیلی تُرد می‌شد و خوش‌عطر.

خانواده‌ام همین کار را می‌کردند. مادرم این کار را می‌کرد و مقدار زیادی به ما بچه‌ها می‌داد. و همچنین، یک نوع پودینگِ برنج چسبناک بود. آه، به به! با لوبیای سیاه یا لوبیای قرمز و خیلی شیرینی‌های خوشمزه دیگر و اسپرینگ‌رول‌ها، با سس سیرِ خوشمزه: سیر و کمی فلفل، فلفل تند، سس سویا. و ما به اسپرینگ‌رول‌ها که از قبل در سالاد، در کاهو پیچیده شده‌ بودند، یک‌سری سبزی‌ها مثل گشنیز، ریحان، خیار و کمی ترشی، ترشیِ هویج و ترب سفید و ترشیِ ریشه‌ها و سس سویا می‌زدیم. آه، لذیذ است! وقتی درباره‌اش حرف می‌زنم، آب دهانتان راه نیفتد. من همین حالا غذا خورده‌ام، وگرنه آب دهانم راه می‌افتاد. خب، یک سال نوی چینیِ بسیار بسیار دلپذیر، شاد، خوش‌یُمن، آرام، وگان و نو داشته باشید. هورا! دوستتان دارم، دوستتان دارم، دوستتان دارم! خداوند به همه ما برکت دهد. آمین.

راستی، یادم رفت یک چیز دیگر به شما بگویم. این سازه که به نوعی اجاق [محسوب می‌شود] - ما آنرا کندیم و کمی طولانی است - می‌توانید چیزی روی آن بپزید، و قابلمه برنجِ پخته را کنارش بگذارید، درست مثل جایی که کتری را می‌گذارید، و هر چند دقیقه یک بار آن را بچرخانید تا برنج یکنواخت بپزد، بدون برق. عالی می‌شود. همه غذاهایی که می‌پزید، طعم دودی ملایم و لذیذتری به خود می‌گیرد. مادربزرگم به من غذا می‌داد، غذاهایی با مزه ای کمی دودی، و این طعم تا تمام عمر با آدم می‌ماند، آنوقت شما دوست دارید همان را انجام دهید.

اما بچه‌ها، مخصوصا بچه‌ها، لطفا به‌تنهایی به جنگل نروید. ممکن است خطرناک باشد. پس اگر برای پیک‌نیک می‌روید، مطمئن باشید بزرگ‌ترها همراهتان هستند، برای ایمنی. و حتما چیزی مثل خاموش‌کننده آتش همراهتان داشته باشید و همیشه نزدیک بزرگ‌ترها بمانید. پس اگر اتفاقی افتاد، آنها همیشه میتوانند به شما کمک کنند. اگر با خانواده یا دوستان به جنگل می‌روید، برایتان بهترین شادی را آرزو می‌کنم، آنطور که خودم داشتم. هر وقت که بتوانم چنین کنم، خیلی خوشحال میشوم، احساس استقلال می‌کنم – مستقل بودن، اما حس می‌کنم دوباره جوان شده‌ام، مثل وقتی که بچه بودم و این ها را با پدر و مادرم یا مادربزرگم انجام می‌دادم. این بهترین خاطره از کودکی ام است - حسِ عشق و شادی خانواده، آرامش، دیدنِ رقصِ آتش، با تمام محبتی که دور و برتان هست. همان را برایتان آرزو می‌کنم، یا حتی بهترش را، خب بچه‌ها؟

سال نو مبارک، بچه‌ها. امیدوارم اگر آسیایی هستید، مثلا چینی، امیدوارم اگر آسیایی هستید، مثل چینی‌، آولاکی ها (ویتنامی)، یک پاکت قرمز خوب و پُر پول بگیرید و بتوانید در سال نو یا بعد از سال نو، برای چیزی که دوست دارید خرجش کنید. در سال نوی چینی، والدین یا پدربزرگ و مادربزرگ‌ها یا خویشاوندانِ مسن تر، به کودکان پاکتِ قرمز می‌دهند. داخلِ پاکتِ قرمز، مقداری پول به عنوان عیدی در آن قرار می‌دهند. این برای سال نوی چینی است. و برایشان لباسِ نو هم هست و احتمالاً اسباب‌بازیِ نو یا هر چیزِ نوِ مناسبِ سنشان. حتی شاید دوچرخهٔ نو یا موتورسیکلتِ نو. پس سال نوی چینی برای کودکان زمانِ بسیار، بسیار شادی است. من هم خوشحالم که می‌دانم در سال نوی چینی، کودکان زیادی از هدایا و مهربانی‌های خاص برخوردار می‌شوند. لذت ببرید! همیشه برای روشن ضمیری، تندرستی و خوشبختی‌تان به خدا دعا کنید. برای دنیا هم دعا کنید تا صلح، رفاه و شادی داشته باشد و مهمتر از همه - مهمتر از همه - دعا برای رستگاری روح‌ افراد. بفرمایید! دوستتان دارم. خدا دوستتان دارد، بچه‌ها. من هم همیشه دوستتان دارم.

می‌بینید، فقط چند تکه چوب باقی‌مانده است. هنوز هم می‌سوزد و هنوز هم خیلی گرم است. وقتی دورش می‌مانم، خیلی گرم است. و نکته این است که بعد از این، اگر بخواهید از آن لذت ببرید، چوب بیشتری داخلش می‌گذارید. و زغال‌های گُرگرفته را برمی دارید تا در داخل استفاده کنید تا همچنان گرما را در هر کجا که می‌نشینید داشته باشید - جلوی چادرتان، اینطور. یا باید حالا یک‌جورهایی رویش را بپوشانید. از خاکی که قبلا کنده‌اید، استفاده کنید و این بخش‌ها را بپوشانید تا هیچ احتمالی برای پخش شدن اخگرها وجود نداشته باشد. هیچ احتمالی نباشد. هیچ شانسی وجود نخواهد داشت، و آن رخ ندهد. الان میخواهم با خاک، با زمین، رویش را بپوشانم. خاکِ قبلی، قبلا تل شده بود، و حالا از آن استفاده می‌کنم تا تمام این چاله کوچکِ V ‌شکل را بپوشانم و بعد کمی برگ خشک رویش می‌ریزم. طوری که انگار هیچ اتفاقی نیفتاده است. می‌بینید؟ حتی دود هم بیرون نمی‌آید. همه‌جا برگ وجود خواهد داشت. در جنگل، همیشه برگ هست. می‌توانید از آنها استفاده کنید. برگها را میتوانید زیر شاخه‌های ریز هم بگذارید و برای روشن کردن شعله استفاده کنید. اگر برگ‌ها خشک باشند، خیلی سریع شعله‌ور می‌شوند. و بعد همه شاخه‌ریزهای کوچک در چند ثانیه می‌سوزند و شما می‌توانید فوری آشپزی کنید. خیلی هم سرگرم‌کننده است. پس حالا می‌خواهم همه ابزارهایی را که الان استفاده کردم را جمع کنم و به داخل ببرم، و با کتریِ آب داغ یک فنجان چای درست کنم. بسیار خب، لذت ببرید.

اینها را فقط موقتا اینجا گذاشتم، بعد آنها را به درون اتاقکی که در آن زندگی‌ میکنم می‌برم. این نوع پالت را می‌بینید؟ همان است که درباره‌اش گفتم. می‌توانید نصفِ اندازه آن را هم داشته باشید. لازم نیست به این اندازه باشد. بعد رویش را با یک جنسِ نسوز می‌پوشانید و زغالِ گُرگرفته‌ای را که قبلا گفتم، از محل آشپزی‌تان برمی‌دارید. بعد آن را زیرش می‌گذارید و این کل تخت یا کل فضای نشستن را گرم می‌کند. می‌توانم چند کوسن پشتش، یا کنار آن بگذارم تا مثل یک مبل شود، مبل موقت. و بعد این برای نشستن در آنجا برای مراقبه، پیش از خواب یا هر وقت که فرصت دارید، بسیار راحت خواهد بود. هر وقت زغال داشتید، می‌توانید چنین کنید. اگر پالت خیلی فاصله‌دار است و فاصله ها زیاد هستند، می‌توانید چند چوب اضافه کنید، چوبِ کمی نازک‌تر. اما همیشه باید یک فاصله‌ای میان چوب‌ها باشد؛ بین این چوب و آن چوب باید فاصله باشد تا گرما بالا بیاید. و زغالی را که به داخل می‌برید، در یک ظرف سفالی مثل این بگذارید، یا کوچک‌تر، یا یک ظرف فلزی. مطمئن شوید که شما را نمی سوزاند. اگر با دست برمی‌دارید، باید از دستکش فر یا چیزی شبیه آن مثل دستکش نسوز استفاده کنید تا نسوزید.

نکته مهم این است که باید زغالی را به داخل ببرید که کاملا سوخته – و چوبی دیگر نداشته باشد. وگرنه در اتاق یا محل اتراق شما دود بیشتری تولید می‌شود. آن را داخل چادری که در آن می‌خوابید نگذارید یا داخل کلبه‌ای که در آن می‌خوابید، چون ممکن است با پا به آن بزنید و روی بدنتان یا روی تختتان بیفتد و حادثه درست کند. آنرا جایی بگذارید که می‌نشینید و مدیتیشن می‌کنید، زیر پالت چوبی.

بسیار مواظب آتش باشید، حتی با وجود اینکه کمک‌کننده است. آتش بسیار کمک‌کننده است، استفاده از آن بسیار راحت است، اما باید با نهایتِ دقت از آن استفاده کنید. همیشه باید این کار را با بزرگ‌ترها انجام دهید. حتی بزرگ‌ترها هم باید تجربه بیشتری در کار با آتش در طبیعت یا در محل کمپ داشته باشند. متوجه اید؟ مراقب باشید، بچه‌ها. دوستتان دارم.

استاد محبوب و گران‌قدر، ما بسیار خوشحالیم بار دیگر از کلام شما بهره‌مند می‌شویم، به‌ویژه در مناسبت فرخنده‌ای همچون سال نوی چینی. محبت شما به کودکان، بی‌پایان و بسیار تأثیرگذار است. ما نیز همراه با شما آرزو می‌کنیم که تمام کودکان سال نو وگان درخشانی داشته باشند، در حالی که با خنده و معصومیت خود به دنیای ما شادی می‌بخشند. استاد محبوب و گران‌قدر، باشد که فیضِ بیکرانِ سه قدرتمندترین دوباره یکی شده همواره بر سیاره ما جاری باشد و قادر مطلق همیشه استاد را محفوظ نگه دارد و سلامت و تندرستی ایشان را تضمین نماید.

سال نوی وگان مبارک. آوازخواندن با شادی و سرور. همه ما با همدیگر دوست هستیم. قدر هر لحظه در اینجا را بدانید. اوقات شگفت انگیز یک لحظه هم باقی نمی‌مانند. زمان زود می گذرد. آه- یا یا یا یا. هر لحظه را غنیمت بشمارید! سپاس از استاد برای هدایای عالی و همه مراقبت های مهرآمیزتان! ما شما را دوست داریم! سال نوی وگان مبارک!

به عزیزترین استاد مان، برای این سال نوی اسب، برای استاد و دنیا آرزوی آرامش بخش ترین و پربرکت ترین سال نو را داریم! امیدکه کار خستگی ناپذیر استاد همچنان ثمربخش باشد درحالیکه دنیا، صلح بین همه موجودات را می پذیرد. ما هر روزه بسیار سپاسگزار شما هستیم زیرا هیچ عشقی بیشتر از عشق شما نیست. ما "اسبهای" تان تا آخر با شما می مانیم. سال نوی وگان چینی مبارک! سپاسگزاریم استاد.

سال نوی وگان چینی مبارک از طرف استاد اعظم چینگ های و اعضای تیم سوپریم مستر تلویزیون (همه وگان)
بیشتر تماشا کنید
آخرین ویدئوها
36:00
میان استاد و شاگردان
2026-02-20
1160 نظرات
اخبار قابل توجه
2026-02-19
935 نظرات
32:26

اخبار قابل توجه

2026-02-19   367 نظرات
اخبار قابل توجه
2026-02-19
367 نظرات
کلام حکمت
2026-02-19
810 نظرات
بزرگان گیاهخوار
2026-02-19
362 نظرات
32:16
میان استاد و شاگردان
2026-02-19
1467 نظرات
3:53

No-Pain and Have-Pain Foods, Part 11

2026-02-19   737 نظرات
کوتاه
2026-02-19
737 نظرات
35:03

اخبار قابل توجه

2026-02-18   818 نظرات
اخبار قابل توجه
2026-02-18
818 نظرات
40:25
کلام حکمت
2026-02-18
907 نظرات
به اشتراک گذاری
به اشتراک گذاشتن در
جاسازی
شروع در
دانلود
موبایل
موبایل
آیفون
اندروید
تماشا در مرورگر موبایل
GO
GO
اپلیکیشن
«کد پاسخ سریع» را اسکن کنید یا برای دانلود، سیستم تلفن را به درستی انتخاب کنید
آیفون
اندروید
Prompt
OK
دانلود